این روزها رقصیدن مردم در فضاهای شهری و حضور زنان در رقص بدون حجاب اجباری، تبدیل به یک کنش مبارزاتی شده است. با وجود همه بگیر و ببندها و دشمنی حکومت با شادی و آزادی، رفتار خلاف خواست حکومت و نافرمانی مدنی تلاشی است برای بازپسگیری فضاهای عمومی از حاکمیت مستبد.
این یک انقلاب است، انقلاب برای آزادی، برای شادی، برای حق زندگی معمولی.
پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بسیاری از هنرها از جمله رقص ممنوع اعلام شدند و به پشتوانه تصویب قوانین اسلامی از فعالیت در این رشتههای هنری جلوگیری به عمل آمد. در آن دوران بسیاری از اماکن هنری بسته شدند.
حکومتی ایدئولوژیک که خود را مأمور بردن مردم به بهشت بعد از مرگشان میداند و در عمل زندگی را تبدیل به جهنم میکند، با منع دسترسی به حقوق اولیه، سلطه خود را بر اعضای جامعه تحکیم میبخشد.
اما حالا جامعه ایران، در برابر زورگویی حاکمان ایستاده است و با تبدیل رقص و برداشتن روسریها به یک کنش مبارزاتی، کلیت و موجودیت دستگاه حاکمیت را که به ایدئولوژیاش پیوند خورده، به چالش میکشد.