مجید محمدی در ص ۴۶ از کتاب «نگاهی به نهادها و مبانی تصمیمگیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی» روی این نکته نیز تاکید میکند که علاوه بر این ورودیهای سیاسی که قوه قضاییه را از شأن منصفانه و عدلمحورانه خود فرو میاندازد، قوه قضاییه مسئول اعمال سیاستهای مداراستیزانه جمهوری اسلامی نیز است.
دکتر مجید محمدی که در حوزه جامعهشناسی حقوق قلم میزند و در این بحث نیز از این زاویه ورود کرده است، چنین مینویسد: «فراتر از آنکه قوه قضائیه به یک نهاد سیاسی تبدیل شده است و در رقابتهای سیاسی ورودیهایی دارد و از آن به عنوان ابزار استفاده میشود (برای پروندهسازی یا محکومیت منجر به محرومیت از حقوق اجتماعی) این قوه همچنین ماشین اعمال ضد مداراجویانه و تمامیتخواهانه حکومت است.
بارزترین وجوه این سیاست، صدور حکم اعدام علیه نوکیشان مسیحی (در جهت نفی آزادیهای مذهبی) و روشنفکران دینی (در جهت نفی آزادی بیان در میان شیعیان)، زندانهای طولانیمدت برای بهاییان (در جهت جلوگیری از هرگونه فعالیت جمعی آنان)، و تعقیب و صدور حکم زندان برای هنرمندان و نویسندگان دگراندیش است. سه مورد بارز از صدور حکم اعدام در جمهوری اسلامی احکام اعدام هاشم آغاجری، حسن یوسفی اشکوری و یوسف ندرخانی (کشیش مسیحی به اتهام ارتداد) است».
