در قرآن که کتاب مقدس مسلمانان است، آیهای در سوره مائده هست که میگوید: هرکس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همهی انسانها را کشته است.
حکومت جمهوری اسلامی که خود را داعیه دار اسلام میداند و قوانین و نظام حقوقی آن بر پایه اسلام بناشده است، به راحتی افراد معترضی را که به شکل مسالمتآمیز علیه فقر و فساد به خیابان میآیند و یا برای زندگی بهتر و آزادانه دست به اعتراض میزنند را به اعدام محکوم میکند و چنین حکمی را هم اجرا میکند!
روحانیت شیعه که چنین حکومتی را نماینده خود می داند و همواره در دفاع از آن سنگ تمام گذاشته است، چرا به چنین احکامی که حتی با همین اسلام مورد ادعایشان هم کاملا در تضاد است، اعتراضی نمی کند؟ آیا با چنین رویهای که روحانیان در پیش گرفتهاند، نارواست اگر مردم نیز آنها را دشمن قسم خورده خود و همدست قاتلان بچههایشان بدانند؟
شما قبل از انقلاب برای دفاع از مخالفان زندانی حکومت، هزار حدیث و آیه ردیف می کردید و دلیل شما این بود که حکومت ضداسلامی بر سر کار است پس حتی ترور و جنایت هم مجاز است. اما در دهه های اخیر و هنگامی که حکومت دینی برای «مصالح خود»، بیگناهان را پای چوبه دار می برد، ساکت هستید و حتی همراهی هم میکنید؟
به هر حال این توپی است که در زمین روحانیت است و اگر در فردای جمهوری اسلامی قراراست با همین لباس در انظار عمومی ظاهرشوند و به امور غیرعمومی و غیرسیاسی مذهب بپردازند، از الان باید برادری خود را ثابت کرده و در مقابل جنایت بایستند.
