تاملی بر وضعیت امروز ایران
شمایل شاهزاده عباس میرزا ولیعهد قاجاری را مشاهده میکنیم؛ ولیعهدی که به توطئه درباریان به پادشاهی نرسید و شاهزادهای خوشنام و شایسته تقدیر است.
او نمونهای از بزرگانی بود که وقتی از قِبل شکست ایران در جنگهای ایران و روس، به ضعف ایران پی برد، بیآنکه در صدد بر آید آن را به گردن قضا و قدر بیندازد، درصدد بر آمد پی ببرد چه سبب شد که ایران به چنین ضعفی افتاد.
مکالمه او با ژوبر، نماینده ناپلئون مکالمه مشهوری است و در اینجا بازگو نمیکنیم و صرفا به این اشاره میکنیم که پرسشهای عباس میرزا از ان مرد فرانسوی نمودی بارز از آگاهی ملی به ضعف و انحطاط بود؛ آگاهی ارزشمندی که از پس شکست بدست آمده بود؛ آگاهی ملی در زمانهی عسرت!
با اشاره به چنین تجربه تاریخی میتوان نظری به وضعیت امروز ما ایرانیان انداخت و گفت که اگرچه ملت ایران تجربه بسیار تلخ جمهوری اسلامی را چشیدهاند و به چشم خود دیدهاند چگونه حرمت و عزت و بالادستی و سرمستی ایرانیان در ذیل این حکومت اسلامی تبدیل به انحطاط و زوال و فرودستی و بدمستی شده است، اما از پس آن آگاهی ملی بسیار ارزشمندی بدست آمده است.
تسلط جمهوری اسلامی بر سرنوشت ایرانیان را با تسلط روسیه بر ایران در دوران عباس میرزا قیاس بگیریم؛ همانگونه که عباس میرزا از پس آن شکستهای خفت بار، ایرانیانی را به اروپا فرستاد که دانش نوین بیاموزند ما ایرانیان نیز در ذیل حکومت اسلامی و تمامیتخواهی مذهبی به ضرورت مداراگری و سبک زیست آزادیخواهانه بیش از هر زمان باور آوردهایم.
اکنون به جرئت میتوان گفت کمتر ملتی در خاورمیانه همچون ملت ایران به سکولاریسم باورمند است. این ملت صراحتا خروج دین و مناسبات دینی از دولت و سیاست را طلب میکند؛ آگاهی ملی در زمانهی عسرت.
این آگاهی ملی را قدر بدانیم و برای بازسازی ایران آزاد و مداراجو در ایران فردا از آن بهره بگیریم.
