برخی گمان میبرند گذار از جمهوری اسلامی نیازمند آن است که ایرانیان مسلمان از باور اسلامی خود دست بشویند.
چنین چیزی اما نه امکان دارد نه مطلوب است و نه نسبتی با واقعیت دارد.
امکان ندارد؛ چون حتی شوروی علیرغم نزدیک به یک قرن حکومت توتالیریستی و تمامیتخواهانهی ضد مذهبی نتوانست روسیه را غیرمسیحی و ضدمسیحی کند. مبارزه با مذهب مردم و نابودی آن امکان ندارد. مبارزه جمهوری اسلامی با بهاییان توانسته است ایرانیان بهایی را ناباور به آیین بهایی سازد؟ پاسخ روشن است!
مطلوب نیست؛ زیرا دخالت و تمامیتخواهی محض است. به هیچ نهاد و شهروندی مربوط نیست دیگران در چارچوب منزل و چاردیواری خود چه مذهبی دارند و در خلوت خویش چه نسبتی با پرسشهای وجودی خویش برقرار میسازند. کسانی خداناباور هستند و کسانی تماما خداباور هستند و تا زمانی که آنان در صدد تحمیل باور خود بر نیایند هیچ نهاد یا شهروندی حق دخالت در تنظیم باور آنان را ندارد.
به فاطمه سپهری بنگریم؛ زن شجاع ایرانی که از مشهدی که جمهوری اسلامی آن را «مقدس» میداند به مبارزه تمامقد با جمهوری «مقدس» برخاسته است. زنی که از قضا مسلمانی باورمند است ولی نه تنها مخالف جمهوری اسلامی است و برای این هدف هماکنون نیز در زندان بسر میبرد بلکه حتی در چارچوب منزل او نیز نمونهای از تنوع باورها را میبینیم. به عنوان نمونه فرزند دختر ایشان با سبک پوشش متفاوتی از مادر خویش در رسانهها ظاهر میشود.
فاطمه سپهری نمونه یک شهروند ایرانی مسلمان تراز قرن ۲۱ است؛ ایراندوست، مسلمان و آزادیخواه که آزادیخواهی او از منزل او آغاز میشود.
