گزارشهایق از بیمارستان کوثر سنندج، پرده از اقدامات غیرانسانی و غیراخلاقی محمد آزاد ماجدی، رئیس این بیمارستان و متخصص بیهوشی، برداشته است. این فرد که به گفته منابع از سهمیههای خاص برای تصدی جایگاه خود بهره برده، متهم به
همکاری نزدیک با اداره تروریستی اطلاعات در سرکوب آزادیخواهان جنبش «زن، زندگی، آزادی» است.بر اساس اطلاعات دریافتی، ماجدی اسامی زخمیهای اعتراضات که به بیمارستان منتقل میشدند را به نهادهای امنیتی گزارش میداد و با امضای برگههای خروج، زمینه انتقال آنها به بازداشتگاهها را فراهم میکرد.
یکی از قربانیان این اقدام، اشکان مروتی، ورزشکار سنندجی بود که پس از مقاومت در برابر مزدوران سرکوبگر، با امضای مستقیم ماجدی از بخش مراقبتهای ویژه (ICU) به دست مزدوران اطلاعات سپرده شد. این اقدام نهتنها نقض آشکار اخلاق پزشکی است، بلکه نشاندهنده سوءاستفاده از قدرت برای سرکوب معترضان است.
علاوه بر این، اتهامات سنگینتری نیز علیه ماجدی مطرح شده است. وی متهم است که برای کسب تجربه و منافع مالی، بیماران را بهعنوان «موش آزمایشگاهی» مورد سوءاستفاده قرار داده و در مواردی حتی منجر به مرگ بیماران شده است. این رفتار غیرحرفهای و غیرانسانی، بیمارستان کوثر را به محیطی ناامن برای بیماران تبدیل کرده است. گزارشها حاکی از آن است که شکایات متعددی علیه وی به وزارت انضباطی ارائه شده، اما به دلیل ارتباط نزدیک او با نهادهای اطلاعاتی، هیچگونه پیگیری یا اقدامی صورت نگرفته است.
در اقدامی تأسفبارتر، ماجدی متهم به تهدید و اجبار پرستاران و پزشکان زن به روابط غیراخلاقی است. به دلیل نفوذ و حمایتهای امنیتی، پرسنل بیمارستان از ترس سرکوب و تبعات، در برابر این رفتارها سکوت کردهاند. این موضوع نشاندهنده فضایی سمی و ناامن برای کادر درمان، بهویژه زنان، در بیمارستان کوثر است.
اقدامات محمد آزاد ماجدی نهتنها نقض فاحش سوگند پزشکی و اصول انسانی است، بلکه نشاندهنده سوءاستفاده سیستماتیک از قدرت و نفوذ در یک مرکز درمانی-آموزشی است. همکاری با نهادهای امنیتی برای سرکوب آزادیخواهان، بیتوجهی به جان بیماران و ایجاد فضای رعب و وحشت برای پرسنل، تصویری هولناک از مدیریت این بیمارستان ارائه میدهد.
مردم سنندج و کادر درمان بیمارستان کوثر باید نسبت به اینگونه افراد که در ظاهر پزشک و مدیر هستند، اما در باطن ابزار سرکوب و سوءاستفادهاند، هوشیار باشند. افشای این اقدامات میتواند گامی در جهت عدالت و بازگرداندن اعتماد به نظام درمانی باشد.
