جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۴ خرداد ۳, شنبه

فاطمه سپهری، ترجمان عینی مدرنیته و اخلاق


فاطمه سپهری در روزگار بی‌اخلاقی‌ها و بی‌مرامی‌ها می‌تواند الگو باشد برای زیستی مدرن و اخلاق‌محور، از آن رو که روح مدرنیته را در عمل یافته و عمل او توانسته مبنای نظر او باشد. بسیاری از نظر به عمل می‌رسند و بسیاری هم عمری در تعارض

میان عمل و نظر در رفت‌وآمدند. بسیاری می‌خواهند همرنگ جماعت شوند تا از قافله عقب نمانند.

فاطمه سپهری زنی است مسلمان با حجابی تمام و همیشگی، و آن هم با چادر که نوع ماکسیمالیستی حجاب اسلامی است. اما او با همین پوشش حداکثری توانسته تمام‌قد از حقوق تمام‌عیار انسان‌ها دفاع کند. به‌گونه‌ای که توانسته حتی دین‌گریزان و دین‌ستیزان را هم که مدام در چالشی همیشگی با هر گونه اصناف دین‌ورزی از سنتی تا مدرن هستند، با رفتار و سلوکش جذب کند و برای این عده نیز پذیرندگی و مقبولیت داشته باشد.

او به‌رغم اعتراض بلند به حجاب اجباری، هرگز از مسلمانی و حجاب خود شرمنده نشده است. درک او از حقوق بشر را برای انسان مدرن امروزی باید آنجا به نیکویی دریافت که انسان بماهو انسان را فارغ از رنگ و نژاد و ایدئولوژی و مذهب، دارای حقوق ذاتی می‌داند که هیچ‌کس نمی‌تواند و نباید او را از آن محروم کند.

فاطمه سپهری در واقع عصاره و چکیده‌ی درک عمیق مدرنیته در باب انسان در جامعه‌ی ایرانی است. عدم نگاه آنتاگونیستی او به تفکرات مختلف و متعارض موجود و حتی مخالف ایده‌اش، و باور عمیق و درونی‌اش به این‌گونه نگریستن و زیستن، از او شخصیتی مسالمت‌خو، صلح‌طلب و اخلاق‌مدار ساخته است.

به همان نسبت که درباره‌ی شیوه‌ی حکمرانی در ایران بارها فریاد زده است، اما درباره‌ی خودش و بیماری‌اش و محرومیت‌هایش در زندان، هرگز سخنی نگفته است. کسانی ممکن است با طرز فکر او مخالف باشند، اما هرگز نمی‌توانند مدعی شوند او شیوه‌ی سلوک فکری خود را به دیگران تحمیل کرده است یا اینکه در دفاع از حقوق سیاسی دیگران به پرچم سیاسی و فکری آن‌ها نظر می‌کند و یا دست به گعده‌سازی سیاسی زده است.

سپهری زنی است که شجاعت را در کنار صداقت توأمان دارد. این دو صفت در جامعه‌ی استبدادی گوهری نایاب هستند که بهره‌مندی از هر کدام می‌تواند یک نقطه‌ی قوت برای فرد محسوب شود، اما اینکه بتوان این هر دو فضیلت را در کنار رواداری و آنچه برای خود می‌خواهی برای غیر هم بخواهی، جمع‌آوری، در معدود انسان‌ها یافت می‌شود.

فاطمه سپهری یکی از آن گوهرهای ناب انسانی سرزمین ماست که از این فضایل، گنجی شایگان در انبان دارد. دردناک است که جای زنان و مردان آزاده و خیرخواه و حق‌گو که از درد و رنج و شکنج مردم سرزمین خود در عذابند، زندان و محرومیت باشد.

به‌رغم درهم شکستن جدول ارزش‌ها و خرابی‌های ممتد، باید به زبان فرخی یزدی متوسل شویم و آرزوی آزادی و عدل را فغان برآوریم:


به زندان قفس مرغ دلم چون شاد می‌گردد

مگر روزی که از این بند غم آزاد می‌گردد


تپیدن‌های دل‌ها ناله شد آهسته‌آهسته

رساتر گر شود این ناله‌ها فریاد می‌گردد


شدم چون چرخ سرگردان که چرخ کج‌روش تا کی

به کام این جفاجو با همه بیداد می‌گردد


دلم از این خرابی‌ها بود خوش زان‌که می‌دانم

خرابی چون‌که از حد بگذرد آباد می‌گردد


به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن ز آن رو

که بنیان جفا و جور بی‌بنیاد می‌گردد

 

برادر نرگس محمدی خواستار رسیدگی فوری پزشکی و آزادی خواهرش شد

با گذشت یک هفته از بازداشت نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۲۳، در مراسم یادبود جاویدنام خسرو علیکردی در روز جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴، برادر او در...