رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی چهار دهه است که اربعین را راه آزادگان مینامد و از راهپیمایی آن برای تبلیغات و قدرتنمایی استفاده میکند.
اما ما مردم شریف ایران پیش از هر آیین بیگانه ریشه در شاهنامه فردوسی در کورش بزرگ در اهورا مزدا و در گفتار نیک، پندار نیک ، کردار نیک داریم. دین ما زرتشت است نه اسلام؛ و با عاشورا و اربعین بیگانهایم.
با اینحال همین راهی که برخی از هممیهنان به آن ایمان دارند، سالهاست آلوده به قدمهای خونین شمرها و یزیدیان زمانه است؛ همانها که در عاشورای خونین ۸۸، آبان خونین ۹۸ و خیزش انقلابی مهسا، جوانان ما را در خیابانها و بازداشتگاهها به خاک و خون کشیدند.
قاتلان، شکنجهگران و آمران جنایت کهریزک با چهرههای بزککرده و پرچم در دست در صف راهپیمایان اربعین جا میگیرند و نذری میدهند. همانها که در تیرماه ۸۸ ، ما بازداشتی ها را در گرمای ۵۰ تا ۶۰ درجه را در قرنطینهای کوچک بیپنجره و بیهواکش حبس کردند، دود گازوئیل را به حلقمان فرستادند تا از نفس بیفتیم و همان آب چاه متعفن را بستند تا با لبهای تشنه جان بدهیم.
من به دست یزیدیان زمانه ممد طیفیل، استوار خمیسآبادی و استوار گنجبخش شکنجههایی شدم که هر لحظه مرگم را آرزو میکردم. مرگی که با تمام وجود لمسش کردم، وقتی بی جان و خونین روی زمین افتاده بودم و با چشمهایم به ممد طیفیل خیره شدم و التماس میکردم پایش را از روی گردنم بردارد تا بتوانم نفس بکشم و زنده بمانم. همانها که امیر جوادیفر را با لبهای ترکخورده و حسرت یک جرعه آب به قتل رساندند؛ همانها که محمد کامرانی و محسن روحالامینی را زیر شکنجه، تشنه و بیدفاع کشتند.
حالا چند سالیست محمد کرمی، ملقب به ممد طیفیل، سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران، احمدرضا رادان، قصاب کهریزک، و دیگر عاملان این جنایت، سالهاست با شعار لبیک یا حسین در میان زائران اربعین ظاهر میشوند و قدرتنمایی میکنند.
این چه راهپیمایی اربعینی است که قاتلان در آن آزادانه میگردند؟ این چه کربلایی است که پای جلادان بر خاکش گذاشته میشود؟ اربعینی که قاتلان را در آغوش میگیرد، نه راه آزادگان، بلکه نمایش ریا و تکرار صحنه کربلا در سپاه یزید است.
راه حسین، حتی به روایت خودشان، برای آزادگان است؛ نه برای کسانی که آزادی را در جهنم کهریزک خفه کردند.
کربلای ما همینجاست، در ایران؛ در خیابانها و شهرهایی که هنوز خون جوانانش از خاک شسته نشده است.
